غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )
31
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )
نظر دقيق ، اين موضوع را نفى مىكند كه كتابت سريانى ، يكى از مراحل خط عربى است ، زيرا كه هر كدام از آنها ، در تطور از خط آرامى ، تاريخ مستقل خود را دارند « 1 » اين مشابهتها و ويژگيهاى همگون كه در ميان دو خط عربى و سريانى وجود دارد ، از آنجا ناشى مىشود كه هر دو خط ، در شرايط يكسانى قرار داشتهاند و دورههاى مشابهى را طى نمودهاند . « 2 » در مورد روايت دوم كه با روايت اوّل ، در نامهاى آن سه نفر ، متفق است ، بايد گفت كه اين روايت با روايت پيشين ، در اين مطلب اختلاف دارد كه به استفادهء آن سه نفر ، از هجاى سريانى اشاره نمىكند و ديگر اينكه كار آنها را با تفصيل بيشترى بيان مىكند و شايد مهمترين مطلبى كه بايد مورد توجه قرار گيرد ، اين است كه اين روايت ، عامر را وضع كننده و نقطه گذار ، معرفى مىكند و اين مسألهاى است كه نمىتوان به آسانى آن را پذيرفت ، به زودى اين بحث را در فصل بعدى مطرح خواهيم كرد . در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه آن سه نفر ، چه نقشى داشتهاند و آيا همانها بودند كه خط كنونى عربى را وضع كردند ؟ و يا آنها تنها در تطور اين خط سهم داشتند ؟ اما اين مطلب كه آنها خط عربى را وضع كردند ، سخنى است كه كشف نقوش و سنگ نوشتههاى عربى ( كه اخيرا صورت گرفته ) آن را نفى مىكند ، زيرا زمان اين نقوش بر زمانى كه گفته مىشود آن سه نفر ، در آن زمان زندگى مىكردند ( و آن پايان قرن پنجم و يا آغاز قرن ششم ميلادى « 3 » است ) پيشى دارد و آنها در نقاطى به دور از انبار و عراق بودند . همچنين وضع خطوط و اختراع آنها ، كارى نيست كه به آسانى به افراد خاصى بتوان نسبت داد . احتمال دوم بيشتر با واقع مطابقت دارد و شايد نقشى كه آنها داشتند ، اين بود كه آنها حروفى را كه آن زمان متداول بود و از يك ريشهء نبطى گرفته شده بود ، اصلاح كردند به طورى كه شكل عام آن ، با حروف سريانى تشابه پيدا كرد ، همان گونه كه در روايت
--> ( 1 ) خليل يحيى نامى ، ص 4 و : . 25 . Beeston ( A . F . L ) : The Arabic Language Today . London . 1970 . P ( 2 ) خليل يحيى نامى ، ص 4 . شك نيست كه تعيين ميزان تأثير و تأثر ميان خطوط ، نياز به فراهم شدن يك سلسله وسايل مادى دارد و اكنون كه چنين وسايلى در دست نيست كسى نبايد از اين تأثر سخن بگويد و يا ميزان آن را تعيين كند . ( 3 ) . 6 . P ، tt 660 A .